آیا حاضر به کشتن یک نفر برای نجات پنج نفر هستید؟

[ad_1]

آیا حاضر به کشتن یک نفر برای نجات پنج نفر هستید؟Reviewed by رامتین اردشیری فر on Jul 30Rating: 5.0

اگر مجبور به انتخاب بین مرگ و زندگی چند نفر شوید؛ چه می‌کنید؟ آیا حاضر به کشتن افرادی برای نجات زندگی دیگر انسان‌ها هستید؟ در این مطلب با یکی از چالش برانگیز ترین آزمایش‌های روانشناسی تاریخ آشنا شوید!

trolley-dilemma

تصور کنید در کنار ریل یک قطار ایستاده اید. در کمی دورتر پنج کارگر را مشاهده می‌کنید که در حال کار روی ریل قطار هستند و نمی‌توانند صدای آمدن قطار را بشنوند و حتی اگر قادر به تشخیص آمدن قطار شوند؛ نمی‌توانند در زمان مناسب از جلوی آن کنار روند. شما نیز قادر به هشدار دادن به آن‌ها نیستید.

از آن جا که این فاجعه باعث مرگ آن پنج نفر می‌شود، شما اقدام به راهی برای نجاتشان می‌کنید و یک اهرم متصل به ریل، توجهتان را جلب می‌کند. اگر این اهرم را بکشید، مسیر حرکت قطار به ریل دوم تغییر می‌کند و شما از برخورد قطار به پنج کارگر جلوگیری خواهید کرد. اما در پایین ریل دوم، یک کارگر تنها ایستاده است که نمی‌داند همکاران خود در چه حالی هستند.

بنابراین، آیا شما اهرم را می‌کشید تا جان یک نفر گرفته شود اما پنج نفر نجات پیدا کنند؟

این مسئله که به عنوان تنگنا یا دوراهی تراموای برقی شناخته می‌شود، برای اولین بار توسط فیلیپا فوت در سال ۱۹۶۷ مطرح و توسط جدیت جاروس تامسون در سال ۱۹۸۵ باز طراحی شد.

این مسئله به ما اجازه می‌دهد تا به نتایج عمل خود فکر کنیم و در نظر بگیریم که آیا ارزش اخلاقی آن تنها با نتیجه آن تعیین می شود یا خیر. دو راهی تراموای برقی می‌تواند وسیله‌ای بسیار انعطاف پذیر برای کاوش شهود اخلاقی ما و دیگر سناریو‌ها مانند جنگ، شکنجه، سقط جنین و کشتن از سر ترحم باشد.

آزمایش تراموا

حال این مسئله را به شکل دیگری در نظر بگیرید؛ نصور کنید که روی یک پل عابر پیاده بالای تراموا ایستاده‌اید. شما می‌توانید پنج کارگر را در فاصله‌ای دورتر روی ریل ببینید، اما هیچ اهرمی برای تغییر مسیر تراموا وجود ندارد.

با این حال، مرد بزرگی در کنار شما روی پل ایستاده است و شما مطمئن هسنید که با انداختن او روی ریل قادر به متوقف ساختن تراموا هستید.

بنابراین، شما این مرد چاق را روی ریل تراموا برای نجات آن پنج نفر هل خواهید داد؟

نتیجه این دو سناریو یکسان است: یک نفر می‌میرد، پنج نفر دیگر زندگی خواهند گرد. نکته جالب اینجاست که اکثر مردم در سناریو اول ترجیح می‌دهند اهرم را کشیده تا پنج نفر را نجات دهند؛ اما در سناریو دوم افراد کمی هل دادن مرد چاق را تایید می‌کنند.

برخی از فیلسوف‌ها و دیگران راهی بسیار ترسناک را معرفی می‌کنند. آن‌ها حتی به اهرم دست نمی‌زنند.

این مسئله را به شکل دیگری نیز می‌توان بیان کرد: تصور کنید که یک دکتر هستید و پنج بیمار دارید که برای ادامه زندگی نیاز به پیوند اعضا دارند. دو نفر از آن‌ها نیاز به یک ریه، دو نفر دیگر نیاز به یک کلیه و پنجمین نفر نیاز به قلب دارد.

از طرفی دیگر شما یک بیمار دارید که دارد دوره نقاهت خود را پشت سر می‌گذارد و یک پایش شکیته است اما دیگر اعضای بدن او به خوبی کار می‌کنند. شما حاضر هستید که این بیمار را بکشید تا اعضای بدن او را بین آن پنج نفر تقسیم کنید و باعث نجات آن‌ها شوید؟

این مسئله‌هم مانند سناریو اول می‌باشد؛ اما اکثر مردم کشتن بیمار سالم را رد می‌کنند.

اگر‌در همه‌ی حالات فوق نتیجه یکسان است؛ چرا اکثر مردم تنها می‌خواهند اهرم را بکشند، اما مرد چاق را از روی پل هل ندهند یا بیمار سالم را نکشند؟ آیا به این معنی است که مسائل اخلاقی همیشه قابل اعتماد و منطقی نیست؟ ما تصمیماتی را با آن که می‌دانیم تبعاتی منفی دارد را اجرا می‌کنیم و تنها با تغییر صورت مسئله و همان نتایج از اجرای آن خودداری می‌کنیم. شاید عوامل دیگری در تصمیم گیری ما نقش داشته باشد.

در سناریو اول، کشیدن اهرم  که باعث کشته شدن یک نفر و نجات پنج نفر می‌شود به صورت مستقیم اعمال نمی‌شود. اما در سناریو دوم شما با هل دادن مرد چاق به صورت مستقیم مرتکب قتل عمدی می‌شوید و به معنای واقعی فعل کشتن را انجام می‌دهید.

قانون اصل دو نتیجه (double effect) بیان می‌کند اگر یک کار منفی برای دستیابی به کاری مثبت به صورت غیر مستقیم (در اینجا کشیدن اهرم) انجام شود قابل انجام است اما اگر به صورت  مستقیم انجام شود (ما ند هل دادن مرد چاق) جایز نیست. با این حال اکثر فیلسوف‌ها این قانون را نمی‌پذیرند و آن‌ را توجیه مناسبی برای مسئله تراموا‌ی برقی به شمار نمی‌آورند.

اگر این موضوع را در نظر بگیریم که همه حقوقی برابر دارند پس شاید بتوان گفت کشتن یک نفر به قصد نجات پنج نفر می‌تواند منطقی به نظر برسد. اما آیا میزان ارزش یک فرد به میزان حقوق اوست؟

تحقیقات انجام شده توسط محققان علوم اعصاب نشان می‌دهد در هر سناریو مسئله تراموای برقی قسمت‌هایی مشخص از مغز فعال می‌شود. آن‌ها متوجه شدند در سناریو اول (کشیدن اهرم)  بخش مربوط به فعالیت‌های منطقی و در سناریو دوم (هل دادن مرد چاق) بخش احساسات مغز بیشتر درگیر می‌شود. به همین دلیل در برابر کشته شدن یک فرد حس بدی نا خوشایندی به ما دست می‌دهد.

  آیا احساسات ما می‌تواند منجر به تصمیم گیری صحیح شود؟ حتی اگر سبب نجات پنج نفر شویم باید از مردن هر شخصی جلوگیری کنیم؟

از این آزمایش فکری ساده می‌توان به کشتن سریع یک نفر یا اجازه دادن به مردن یک نفر اما با درد اشاره کرد. ذر فرهنگ عامه می‌توان به فیلم سینمایی Eye In The Sky اشاره کرد.

اگر شما با چنین مسئله‌ای مواجه می‌شدید چه می‌کردید؟

[ad_2]

لینک منبع

چگونه بازوی شخص دیگری را با ذهن کنترل کنیم؟

[ad_1]

در طی یک سخنرانی در TED گرگ گیج (عصب شناس) توانست با یک آزمایش ساده دستورات صادر شده از سوی مغز شخصی را خوانده و کنترل بازوی فرد دیگری را در دست بگیرد.

مغز یک عضو پیچیده و شگفت انگیز است. در حالی که خیلی از مردم مجذوب مغز هستند، ولی براستی نمی‌توانند چیز زیادی درباره مغز و کارکرد آن بگویند چون  علم عصب شناسی  در مدارس آموزش داده نمی‌شود.

مغز ما به قدری پیچیده است که آموزش نحوه کار کرد آن نیازمند زمان و نوآوری است. Greg Gage یک متخصص علوم اعصاب است که در تلاش برای ساخت چیری جذاب برای آموزش جوانان در مورد کارکرد مغز  است.

زمانی که می‌خواهیم دستمان را تکان دهیم، مغز سیگنال‌هایی الکتریکی خفیفی را به نخاع و سپس به اعصاب دست انتقال می‌دهد که در آخر سبب حرکت دست می‌شود. اما اگر بتوان این سیگنال‌ها را به دست فرد دیگری منتقل کرد می‌توان کنترل دست شخص دیگری را در دست گرفت.

گرگ گیج در آزمایشی  که در سخنرانی خود در TED برگزار کرد؛ نحوه‌ی کپی و انتقال سیگنال‌های عصبی را از دست یک داوطلب به نام سام به داوطلبی دیگر به نام مگیل شرح داد. او الکترود‌هایی روی بازوان دو داوطلب قرار داد و آن‌ها را با سیم به یک کیت (دستگاه عصب شناسی DIY محصول شرکت گیج)  متصل کرد. هنگامی که داوطلب اول دست خود را بالا می‌آورد سیگنال‌های عصیی به عصب دست داوطلب دوم (مگیل) انتقال یافته و سبب حرکت دست او به شکلی زامبی مانند می‌شد!

شکل پیشرفته تر این آزمایش در سال ۲۰۱۳ توسط محققان دانشگاه واشنگتن انجام گرفت که در آن کنترل حرکات دست یک نفر توسط اینترنت انجام می‌گرفت.

می‌دانم در ذهن شما چه چیزی می‌گذرد: “آیا می‌توانم این آزمایش را در خانه انجام بدهم؟ یک انسان معمولی قادر است  این آزمایش را انجام دهد؟” خوشبختانه (یا متاسفانه!) به گفته‌ی شرکت گرگ گیج یعنی شرکت “حیاط پشتی مغز” می‌توانید این آزمایش را در خانه انجام دهید چرا که این شرکت قصد دارد دستگاه‌های عصب شناسی خود را وارد بازار کند.

 

[ad_2]

لینک منبع

شما این لباس را چه رنگی می‌بینید؟

[ad_1]

شما این لباس را چه رنگی می‌بینید؟Reviewed by رامتین اردشیری فر on Mar 13Rating: 5.0

لباس و خطای دید

از شما می‌خواهیم با دقت به این لباس نگاه کنید و بگویید که آن را به چه رنگی می‌بینید. نیمی از مردم جهان،  این لباس را  به رنگ آبی و مشکی و نیمی دیگر به رنگ سفید و طلایی می‌بینند. 

اما چه چیزی باعث این تفاوت می‌شود؟ برخی آن را یک مشکل در سیستم ماتریکس می‌دانند!

این تصویر که در اسکاتلند قبل از یک مراسم ازدواج گرفته شده است  به طور ناخواسته باعث وقوع طوفانی در شبکه‌های اجتماعی شد. برخی از مهمانان در مراسم ازدواج لباس را آبی و مشکی و برخی دیگر آن را طلایی و سفید می‌دیدند. برای یافتن پاسخ صحیح، این عکس به شبکه‌های اجتماعی راه‌یافت، همچنین خواننده و نوازنده کاتلین مک‌نیل در وبلاگ شخصی خود این عکس را ارسال کرد و نوشت:

لطفا مرا راهنمایی کنید، این لباس سفید و طلایی است یا آبی و مشکی؟ من و دوستم نمی‌توانیم با هم به توافق برسیم، او این لباس را طلایی می‌بیند!

پس از آن هشتگ‌های   TheDress ، #WhiteAndGold، #BlackAndBlue# تبدیل به پراستفاده‌ترین هشتگ‌ها شدند. همچنین افراد مشهور زیادی از جمله تیلور سویفت، کیم کارداشیان  و حتی شرکت نرم افزاری ادوبی هم در مورد رنگ این لباس اظهار نظر کردند.

taylor swift_twitter

The Dress Adobekim_kardashian_twitter

بد نیست بدانید  یک نظرسنجی در سایت فاکس نیوز نشان داد که ۴۴ درصد بازدیدکنندگان این پیراهن را آبی و مشکی و ۵۶ درصد آن را سفید و طلایی می‌بینند. امکان اینکه در تصویری تمام عوامل نورپردازی طوری کنار هم قرار گیرند که در حدود ۵۰٪ از مردم رنگ آن را اشتباه ببیند یک در میلیون است.

چیزی که در این مورد به خصوص باعث اختلاف نظر ما در تشخیص رنگ این پیراهن زنانه شده است، تفاوت پردازشی در مغزهای ماست.شما دقیقاً رنگی را می‌بینید که ذهنتان دوست دارد ببیند. ذهن ما رنگ اجسام را تخمین می‌زند و این موضوع به چندین عامل بستگی دارد. به طور مثال کسانی که آن را سفید و طلایی می‌بینند برای یک مدت متوالی در فضای اطرافشان رنگ آبی بیشتری دیده اند.

پیراهن، آبی مشکی یا سفید طلایی

این تصویر برای هر دو دسته از افراد بهینه سازی شده است

برای دسته دوم از افراد که این لباس را آبی و مشکی می‌بینند، بیشتر در معرض نور‌های زرد قرار داشتند. این نور زرد باعث می‌شود شما رنگ تیره‌تر را به صورت مشکی ببینید. البته این موضوع فقط به فضای اطرافتان بستگی ندارد. به طور مثال خستگی و صفحه نمایشی که درون آن عکس را دیده‌اید می‌تواند تاثیرات زیادی داشته باشد.

این مشکل در تشخیص رنگ‌ها مشخص کننده‌ی هیچ حالت درونی یا مشکل در چشمان افراد نیست بلکه واقعیتی را نشان می‌دهد که سیستم پردازش تصویر مغز انسان چگونه می‌تواند واقعیت‌ها را تحریف کرده و چیزهایی بسازد که کاملاً واقعی به نظر می‌رسند.

ثبات رنگ‌ها

رنگ‌های بکار رفته در هردو شکل یکسان هستند، اما مغز ما آن طور که دوست دارد رنگ‌ها را پردازش می‌کند

لباس آبی و مشکی

اما در آخر برنده‌ی این ماجرا سایت خرده فروشی انگلیسی Roman Originals با بیش از یک میلیون بازدید کننده در ۱۸ ساعت اول توزیع عکس بود که توانست به طور ناباورانه‌ای رکورد فروش خود را بشکند.

شما این لباس را چه رنگی می‌بینید؟ رنگ واقعی این لباس آبی و مشکی است. بعد از چند ساعت دوباره به  دیدن این عکس بیایید. شاید این‌بار به یک رنگ دیگری دیدید!

[ad_2]

لینک منبع